سفارش تبلیغ
صبا ویژن
حکمت (از سپاهیان خرد است) و هوس ضد آن . [امام صادق علیه السلام ـ در بیان سپاهیان خرد و نابخردی ـ]

 

هوالمعبود

هر چه دایره ادراک خویش را در وسعت تو به جریان می کشانم ، باز کم می آورم . تو در دایره ی ادراک من حقیر آنقدر بزرک می نمایی که چشمان تنگ معرفت من خیس شرمساری اند . باز خویشتن، مرا به مسلخ محاکمه میکشد . سر تمام دانسته هایم فریاد می کشد که : آی آیا اگر تو برای هر تعدی خویش در برابر این همه عظمت، تمام عمر خویش را گریه کنی سزاوار نیستی؟ و من میدانم که او که روی به روی من ایستاده خویشتن من است او راست میگوید و اگر من به اندازه ی یک عمر برای یک معصیت خویش گریه کنم باز کم است . من این را از دریچه ی تنگ معرفت خویش دریافته ام. اما وای به حال روزی که تمام پرده های نادانسته ها کنار برود و من تو را آن چنان که هستی بیابم ...

اما من از همین دریجه ی تنگ معرفت خویش به وسعت عطوفت تو، ای خدای مهربان من پی برده ام تو خویش میدانی که من جز تو کسی را ندارم . وتو تمام هستی منی . این را خوب دریافته ام ومیدانم که اولین گام است وتا به تو رسیدن خیلی راه است . وتو میدانی که گاهی آنقدر تنها می شوم که این خویشتن محاکمه گر نیز مرا به حال خود رها میکند .و من باز از تنهایی خویش ، از این که تو تمام هستی منی غافل می شوم .

آه از این همه غفلت ...آه از تمام لحظه هایی که تو شاهد غفلتم هستی . تو می دانی که من معنی توکل را می دانم تو خوب میدانی که من معنی اخلاص را میدانم ، تو تمام دانسته های مرا میدانی . و وای به حال روزی که مرا به خاطر تمام دانسته هایم مواخذه کنی .میدانم که هیچ پاسخی نخواهم داشت جز اینکه بگویم " الهی وربی من لی غیرک "

 

 


نوشته شده توسط زهرا 88/4/19:: 11:56 عصر     |     () نظر

هوالقریب

او در همین نزدیکی هاست ...

اگرچه چشمان مرا یارای دیدار او نیست، اگرچه مشام جانم کور شده . اما ایمان دارم که او همین نزدیکی هاست و ثانیه ثانیه ی عمر مرا ورق می زند وگوشه ی هر ثانیه یک گل محبت ترسیم میکند ...

 اوهمین نزدیکی هاست وهیچ گاه از تورق تکراری عمر من خسته نخواهد شد. او منتظر تغییر است ، منتظر تحولی برای سفری عظیم که برایم تدارک دیده است . درتمام اوراق دفتر غفلتم با قلم سرخ اخطارش نهیبی زده اما من...

او هرگز از من واز غفلت مکررم نا امید نمی گردد . آنچه ازتمام روزهای عمرم توشه کرده ام یک بغل خار پشیمانی است وهزارو هزاران بار شرمساری...

او بالای سر تمام لحظاتم چشم به راه بندگی است ،او مرا به چشم آنچه می توانم باشم نگاه می کند نه آنچه هستم ! او به من مهربانترین است .دمن یقین دارم بهترین تقدیرها برایم رقم می زند ،همه ی قدرت عالم در دست اوست وهیچ چیز از چشم او پوشیده نیست .  اوبرای من کافیست. زندگی با تکیه به او هیچ گاه به کامم تلخ نخواهد شد .و این طعم شیرین توکل است...

"...واعتصمو باالله هو مولاکم فنعم المولی ونعم النصیر"


نوشته شده توسط زهرا 88/4/11:: 3:1 صبح     |     () نظر