سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مردم از خدایى بترسید که اگر گفتید مى‏شنود و اگر در دل نهفتید مى‏داند . و بر مرگى پیشى گیرید که اگر از آن گریختید به شما مى‏رسد ، و اگر ایستادید شما را مى‏گیرد ، و اگر فراموشش کردید شما را به یاد مى‏آرد . [نهج البلاغه]

هوالمحبوب

 

آن روز به یاد ماندنی...روزی که خدا داشت مرا خلق می کرد ...

 قلم مویی بر دست گرفته بود وعزم بر ترسیم تابلویی عظیم داشت . او لبخند به لب داشت و مرا ترسیم میکرد ...

   او تفکری عمیق در سرم نهاد ؛چشمانی بینای تمام زیباییهایش ، گوشهایی شنوای تمام نجواهایش، دستانی عامل تمام امرهایش،چهره ای گویای تمام ناگفته هایش و...

و در آخر قلبی مالامال از محبت، عشق وتمام موهبت های زیبای هستی در گوشه ی این تابلوی عظیم ترسیم کرد. روی آن نوشت  : "دوستت دارم" امضا  (خدا)

        در آخر در گوش هایم نجوا کرد :این قلم مو را به تو می سپارم . تا تو چهره ای دیگر از خویش ترسیم کنی برای روزی که دوباره همدیگر را می بینیم . نترس ! من همیشه با توام اگرچه مرا نمی بینی . مگر من پروردگار تو نیستم ؟ گفتم آری . چشمانم پر از اشک بود او بوسه ای به خلقت خویش زد و خویشتن را به خاطر خلقت من آفرین گفت . او باز نگاهی به من کرد . چونان که خویش را در کالبد من می بیند . او به من گفت که تو به زمین هبوط خواهی کرد . وخلیفه ی من در آنجا تویی . این هستی و وجودی که در اختیار توست ابزار قرب تو به من است . به خاطر داشته باش که تو به زبان خویش به من گفته ای که تنها من پروردگار تو ام .اوبا تمام عشقی که به من داشت به من گفت : برو یادت نرود که من تورا خیلی دوست دارم ...

حال من ماندم و مصحف نور او که یاد آور آن روز به یاد ماندنی است که حکایت عشقی نه از جنس  دنیا ، نه در وسعت جهان ، نه در پهنه ی زمان  بلکه ورای آنچه از عشق گفته اند وما شنیده ایم ... عشقی که آرامش بخش است نه پریشان کننده.

من مانده ام واین قلم موی شکسته که هر از چند گاهی با اشک های انابه ی خویش به درگاه دوست جاودانه ام ترمیم میکنم . اما باز می شکنم . این تابلوی پر از کاستی و نقص من گویا سر تمام شدن ندارد ، گویا نمی خواهد هیچ گاه سامان بگیرد . وای بر من اگر روز موعود فرا رسد ومن با تمام شوقی که برای تجدید دیدار دارم . شرمسار شرمسار باشم ...

ای خدای مهربانی ها !آیا مرا با این تابلوی ناقص و این شرمساری  عقوبت خواهی کرد . من با تمام عطوفتی که در تو سراغ دارم  از تو میخواهم که مرا در ترسیم تابلویی که در دنیا از خویش ترسیم میکنم یاری کنی .ومرا در روزدیدارمان شرمنده نفرمایی...


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط زهرا 87/8/23:: 12:13 صبح     |     () نظر